به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 8446

Qeenn

ما به دنیا امدیم تا رنج ها بی صاحب نباشند!!!!!!!

دسته بندی: ادبی

۰۷ مرداد ۹۸

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

گاه در گُل مي پسندد،گاه در گِل ميكشد هرچه آدم مي كشد، از خامي دل مي كشد گاه مثل پيرمردان ساكت است و باوقار، گاه مثل نوعروسان،بي خبركِل مي كشد كجروي هاي "فُضيل"اين نكته را معلوم كرد: عشق حتي بار كج را هم ، به منزل ميكشد موجهاي بيقرار و گوشماهيها كه هيچ، عشق ، گهگاهي نهنگي را به ساحل مي كشد! دوست مست و چشم من مست است و ميدانم ، دريغ، دست از آهو، پلنگِ مست،مشكل مي كشد

دسته بندی: ادبی

۱۶ تیر ۹۸

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

زان پيش كه امروزِ تو ديروز شود... روزي كه گذشت داغِ جانسوز شود... درياب امروز را كه فردايي نيست... فردا چو رسد دوباره امروز شود...

دسته بندی: ادبی

۱۶ تیر ۹۸

رتبه: 896

morteza.faraji

سخت است ؛ همزیستی دائم با کسانی که دغدغه‌هایت را نمی‌فهمند ، اما عزیزان تو‌ اند ...

دسته بندی: ادبی

۰۸ اردیبهشت ۹۸

رتبه: 8446

omidagha

دخترها در دو صورت به عشق خود خیانت میکند اول انکه عاشق نباشد دوم انکه عاشقشان نباشند...

دسته بندی: ادبی

۲۲ فروردین ۹۸

رتبه: 532

MrAlireza S_7844

الــو ؛ خــدا از زمین تماس می گیرم جایی که تو خونه سر پدر مادرشون داد می زنن.. ولی میان پُست میذارن : سلطان غـــــم مــــادر..!!!!!

دسته بندی: ادبی

۲۲ فروردین ۹۸

رتبه: 532

MrAlireza S_7844

حتی اگه یه فرشته هم باشی بازم همیشه یکی پیدا میشه که از صدای بال زدنت خوشش نیاد⚇⌘

دسته بندی: ادبی

۱۹ فروردین ۹۸

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

هيچوقت وارد گذشته هيچ آدمي نشو و زير و روش نکن حتي عزيزترينت!!! يه باغچه زيبا رو هم که خيلي هم بزني حداقل يک کرم در آن پيدا ميکني!!!

دسته بندی: ادبی

۲۷ بهمن ۹۷

رتبه: 1

mehri37

ما بیغمان مست دل از دست داده ایم همراز عشق و همنفس جام باده ایم ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم #حافظ

دسته بندی: ادبی

۲۷ بهمن ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پرواز خواهیم داد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که نباشم ... #احمد_شاملو

دسته بندی: ادبی

۲۷ بهمن ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

من اگر شعر نباشد، توبِدان، بیمارم وَاگر واژه به دادَم نرسد میبارَم سوزها از قلمم حَک شده بر دیوانها من ازاین قصّه یِ هجران،بخدا بیزارم همچوتاجی تونشستی به سَرَم مَه بانو ساز و آهنگِ‌ مَنی در نُتِ هر گیتارم تو قناریِّ غزلخوانِ بهارم هستی ای غزلواره توهستی،همه ی اشعارم دشتِ آلاله و نیلوفرِ اَلوان هستی با تو باغی پُرِ از میوه ام و پُر بارم به خودم گفتم اگرفاتحِ قلبت گشتم! من درآن بذرِ وفا،عشق وصفامیکارم نذرها کردم اگر زائرِ چَشمت بودم! سجده ی شُکرِ نگاهِ تو به پا میدارم وَاگر موسمِ وصلت نرسد روزی،من! همچوشبگردشوم تا به سحر بیدارم سوز دلهایِ فراوان به زبانم جاریست من اگر شعر نباشد توبِدان، بیمارم ★پُسـتــِ یـادِگـاری✌★

دسته بندی: ادبی

۲۴ بهمن ۹۷