به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 2645

morteza.faraji

پس چرا اين طور شد؟ چرا اين چنين ماتِ روزگار مانديم؟ خيال مي كرديم به بركت بزرگتر شدن هايمان، قَد كشيدن هايمان، پيشرفت هايمان، مرهمي مي شويم بر روي زخم هاي پدر و مادر. ما چه مي دانستيم كه هر چه بزرگتر مي شويم، گوش هاي پدر سنگين تر مي شوند و جعبه ي قرص هاي مادر، رنگين تر. ما خيال نمي كرديم كه دست هاي ظريف مادر، كه گهواره را تكان مي دادند، اين چنين چروك و پر درد خواهند شد. ما خبر نداشتيم كه شانه هاي تنومند پدر، كه هر وقت از راه رفتن خسته مي شديم، امن ترين آسايشگاه براي نشستن بودند، روزي اين چنين لرزان و ضعيف خواهند شد. پس چرا اينطور شد؟! اگر بزرگ شدن اين بود، اين قد و بالاي صد و چند ده سانتي، اين مدارك تحصيلاتي و تمام مزخرافاتي كه نشان از بزرگ تر شدن دارند را از من بگيريد، تا دوباره مادرم، تنها يك شب، بدون درد زانو هايش، آسوده بخوابد.

دسته بندی: ادبی

دیروز

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

كسي هرگز نمي داند چه سازي مي زند فردا چه مي داني تو از امروز چه مي دانم مــن از فردا همين يك لحظه را درياب كه فردا قصه اش فرداسـت

دسته بندی: ادبی

دیروز

رتبه: 1876

Meysam 38

زندگی را ؛ باید زندگی کرد ، آن طور که دلت میگوید !

دسته بندی: ادبی

۲۶ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

امشب بنوشانم شراب از آن لب پر التهاب ساقي مكن ما را جواب ، اي دلبر ابرو كمان گيسوي تو، چشمان تو، مژگان تو رنگ شبان بنگر مرا كز عشق تو ، ديگر ندارم هيچ امان

دسته بندی: ادبی

۲۶ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

❤❤❤ پر پروانه ببوسيد پر پروانه قشنگ است نسترن را بشناسيد ياس را لمس كنيد به خدا لاله قشنگ است! همه جا مست بخنديد همه جا عشق بورزيد سينه باعشق قشنگ است!

دسته بندی: ادبی

۲۴ آبان ۹۷

رتبه: 53

zahra66

‌‌ « سایه ام » همراهی‌ام می کند؛ گاهی از پیش گاهی از کنار گاهی از پس چه خوب است روزهای ابری... #عباس_کیارستمی

دسته بندی: ادبی

۲۰ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

از راه حقيقت نظري بر دل ما کن عشقي که در اين ميکده ورزي نه مجاز است بگداخت دل از گرمي خونم به هوايت در آتش مي شيشه ي مستان به گداز است مصاحب گنجوي

دسته بندی: ادبی

۱۹ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

اگر دستم رسد روزي که انصاف از تو بستانم قضاي عهد ماضي را شبي دستي برافشانم چنانت دوست مي دارم که گر روزي فراق افتد تو صبر از من تواني کرد و من صبر از تو نتوانم شيخ اجل

دسته بندی: ادبی

۱۹ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

حیف که یادمان می رود بسیاری از آنچه امروز داریم همان دعاهایی بود که فکر می کردیم خدا آنها را نمی شنود …

دسته بندی: ادبی

۱۸ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

در برکه ی شب خدا خدا می کردم نیلـو فِر مـن تـو را صـدا می کـردم در کنـجِ سیـاه و خلـوت ویـرانه با این دلِ دیـوانـه چه ها می کـردم #نیلوفر_سلیمانی

دسته بندی: ادبی

۱۶ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

★گفت دانایی که گرگی خیره سر★ ☆هست پنهان در نهاد این بشر☆ ♣هر که با گرگش مدارا می کند♣ ♧خلق و خوی گرگ پیدا می کند♧ ●هر که گرگش را دراندازد به خاک● ○رفته رفته می شود انسان پاک○ ■زور و بازو چاره ی این گرگ نیست■ □صاحب اندیشه داند چاره چیست□

دسته بندی: ادبی

۱۵ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

منگر بـه هر گـدایـی کــه تو خاص ، از آنِ مـایی مفـروش خویـش ، ارزان که تو بس گران بهایی بــشکن ســبـوی خـوبـان کــه تو یوسفِ جـمــالی چو مسیح ، دَم ،روان کن که تو نیز از آن هوایی #مولانا

دسته بندی: ادبی

۱۴ آبان ۹۷