به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 250

monerih

آدمها همیشه نیاز به نصیحت ندارند گاهی تنهاچیری که واقعا" به آن محتاجند دستی است که بگیرد گوشی است که بشنود و قلبی است که آنها را درک کند زیرا همه آدم‌های خوبِ زندگی یک طرف اما آنکه سكوتت را می‌فهمد چیز دیگری‌ است در زمانه‌ای که شاید حرف‌هایت را کمتر کسی درک کرده باشد ، شنیدنِ سکوت از چشمهایت كارِ هركسى نيست همه آدم‌های خوبِ زندگى همانقدر خوب‌اند و دوست داشتنی ؛ اما بعضیها جوری نگاهت را می‌خوانند که خودت انگشت به دهان می‌مانی! این آدمها کم اند و نایاب .....

دسته بندی: ادبی

۱۹ تیر ۹۷

رتبه: 250

monerih

ادمها نقطه کوچکی اند که در اخر سطر گذاشته می شوند ماشینها قوطی های کنسرو سرگردانی که در گوشه خیابان این سو ان سو پرت می شوند از طبقه بیستم باد بیشتر دور گردنت می پیچد با هرنفس بو می کشی غروب را لطفا بیشتر دوستم داشته باش تا دستی بر شانه ام حس کنم و از این تراس لعنتی ادمها را مورچه ای ریزی نبینم که به دنبال اب ودانه به چشم نمی ایند

دسته بندی: ادبی

۱۳ تیر ۹۷

رتبه: 250

monerih

تو مرز می¬تراشی من تعیین تکلیف و زندگی یعنی تحمل قراردادها! -

دسته بندی: ادبی

۰۹ تیر ۹۷

رتبه: 250

monerih

تو درکدام مدار پنهانی ؟ عقربه های ساعت و زمین و ماه وخورشید. و حاجیان درکعبه.... حالیا من! درمسیر راه ابریشم، به چهار راه رسیدم. هرات! این تقاطع و جاذبه های حریص و نقطه ی صفر. ازشش جهتم به خویش میخواند.

دسته بندی: ادبی

۰۹ تیر ۹۷

رتبه: 250

monerih

اولین سرباز را ماین برد آخرین سرباز را گلوله زحمت نامه ها هم افتاد بدوش باد.

دسته بندی: ادبی

۰۹ تیر ۹۷

رتبه: 250

monerih

اعتراض شعار دموکراسی نه ! نان مفهوم قشنگ تریست زیر خط فقر

دسته بندی: ادبی

۰۹ تیر ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

سحرگه براهی یکی پیر دیدم سوی خاک، خم گشته از ناتوانی بگفتم: چه گم کرده ای اندر این خاک؟ بگفتا: جوانی جوانی جوانی ملک الشعرا بهار

دسته بندی: ادبی

۰۸ تیر ۹۷

رتبه: 46

Amir nazmi

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی، که پس پرده نهان است گر مرد رهی ؛ غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است تو رهرو دیرینه سرمنزل عشقی بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است آبی که بر آسود ، زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است از روی تو دل کندنم آموخت زمانه این دیده از ان روست که خونابه فشان است دردا و دریغا که در این بازی خونین بازيچه ایام دل آدمیان است..

دسته بندی: ادبی

۰۵ تیر ۹۷

رتبه: 46

Amir nazmi

 در اين خراب ريخته كه رنگ عافيت از او گريخته به بن رسيده ، راه بسته ايست زندگي  چه سهمناك بود سيل حادثه كه همچو اژدها دهان گشود زمين و آسمان ز هم گسيخت ستاره خوشه خوشه ريخت و آفتاب در كبود دره ‌هاي آب  غرق شد  هوا بد است

دسته بندی: ادبی

۰۵ تیر ۹۷

رتبه: 46

Amir nazmi

تو با كدام باد ميروي چه ابرتيره اي گرفته سينه تو را كه با هزار سال بارش شبانه روز هم  دل تو وا نمي شود  تو از هزاره هاي دور آمدي در اين درازناي خون فشان به هرقدم نشان نقش پاي توست

دسته بندی: ادبی

۰۵ تیر ۹۷

رتبه: 46

Amir nazmi

در اين درشت ناي ديو لاخ زهر طرف طنين گامهاي ره گشاي توست بلند و پست اين گشاده دامگاه ننگ و نام به خون نوشته نامه وفاي توست به گوش بيستون هنوز صداي تيشه‌هاي توست

دسته بندی: ادبی

۰۵ تیر ۹۷

رتبه: 46

Amir nazmi

 چه تازيانه ها كه با تن تو تاب عشق آزمود چه دارها كه از تو گشت سربلند زهي كه كوه قامت بلند عشق كه استوار ماند در هجوم هر گزند  نگاه كن هنوز ان بلند دور آن سپيده آن شكوفه زار انفجار نور كهرباي آرزوست

دسته بندی: ادبی

۰۵ تیر ۹۷

رتبه: 46

Amir nazmi

سپيده اي كه جان آدمي هماره در هواي اوست به بوي يك نفس در ان زلال دم زدن سزد اگر هزار باز بيفتي از نشيب راه و باز رو نهي بدان فراز  چه فكر ميكني

دسته بندی: ادبی

۰۵ تیر ۹۷

رتبه: 46

Amir nazmi

جهان چو ابگينه شكسته ايست  كه سرو راست هم در او شكسته مينمايد چنان نشسته كوه در كمين اين غروب تنگ  كه راه بسته مينمايدت

دسته بندی: ادبی

۰۵ تیر ۹۷

رتبه: 46

Amir nazmi

زمان بيكرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج به پاي او دمي است اين درنگ درد و رنج بسان رود كه در نشيب دره سر به سنگ ميزند رونده باش اميد هيچ معجزي ز مرده نيست  زنده باش

دسته بندی: ادبی

۰۵ تیر ۹۷