به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 263

saaye 72

هر وقت میخواست بره ،باشکستن چیزی جلوشو می گرفتم... غرورم شکست... قلبم شکست... بغضم شکست... دیگه چیزی نمونده بود... گفتم بـــــه ســـــلامـــــت!)؛ ‌‌

۹ ساعت پیش

رتبه: 263

saaye 72

داشتیم میرفتیم توی ایستگاه مترو. دستش رو برد توی جیبش که کارت متروش رو در بیاره، اشتباهی کلیدش رو بیرون اورد. همونطوری هم داشت میرفت به سمت گیت ها. خندم گرفت، زدم به شونش و گفتم: -قاطی کردی رفت پسر، مگه میخوای در حیاط باز کنی که که کلید در اُوردی؟؟ جوابی نداد. هیچوقت جواب نمی‌داد. موبایل به دست دنبال موبایلش میگشت، یادش میرفت چی رو کجای خونه گذاشته، اشتباهی کنترل تلویزیون رو میذاشت توی یخچال و از این دسته کارها و هیچ جوابی هم نمی‌داد. وقت هایی هم که از اینکارها نمی‌کرد، مدام احساس می‌کرد یه چیزی رو فراموش کرده، جا گذاشته، گم کرده. دستاشو میزد به کمرش، سرشو میخاروند و اطرافو نگاه میکرد که بلکه یادش بیاد. یه مدتی بود که اینطوری شده بود. رفتن بعضی از آدما، چه بلایی که سر طرف نمیاره!

۳۰ خرداد ۹۶

رتبه: 134

คђє.๔єl ...

دوستان عزیزم خوبی بدی دیدید حلال کنید .... آرزوی بهترین ها رو برای تک تکتون از خدای مهربون خواستاارم... دوستتون دارم... خدانگهدار

۳۰ خرداد ۹۶

رتبه: 134

คђє.๔єl ...

نه گریه ها تـو را برگـردانْد نـــه خــاطره هـا... دلم خوش بود بــهار، دستت را می گیرد و با خـــود می آوَرَد؛ اما تـــو انگار برای نیامدن رفتـــه بودی... ‎‌

۲۸ خرداد ۹۶

رتبه: 134

คђє.๔єl ...

تو برای رفتن آمده بودی! رفتن از شهر.. رفتن از کافه دنج خیابان شمالی.. وگرنه!!! یک فنجان قهوه بامن، اینقدر تلخی نداشت....

۲۷ خرداد ۹۶

رتبه: 1933

moner

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

۲۵ خرداد ۹۶

رتبه: 2546

belmirs

خدانگهدارررررررتووووووون من میرم شیطونی نکنیداااا پیامک کده هم کیثیف نکیند بوووس عاشق همتونم

۲۵ خرداد ۹۶

رتبه: 134

คђє.๔єl ...

ای تو برجسته ترین نقش به دیواره ی قلبم... نفسم بسته به جانت که تویی چاره ی قلبم... تو نبودی که ببینی جگرم سوخت ز هجران... تو نماندی که بگویم به تو در باره ی قلبم...

۲۵ خرداد ۹۶

رتبه: 134

คђє.๔єl ...

به خدا که ماجرای رفتنت را گفتم آهسته در گوشم گفت نگران نباش لبخند بزن دارم جاده‌ها را طور دیگری می‌چینم .. #رسول_ادهمی

۲۳ خرداد ۹۶