به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 80

Amir nazmi

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت می خواری و مستی ره و رسم دگری داشت پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت

دسته بندی: شعر

۶ ساعت پیش

رتبه: 80

Amir nazmi

بیدادگری شیوه مرضیه نمی شد این شهر اگر دادرس و دادگری داشت یک لحظه بر این بام بلاخیز نمی ماند مرغ دل غم دیده اگر بال و پری داشت

دسته بندی: شعر

۶ ساعت پیش

رتبه: 80

Amir nazmi

در معرکه عشق که پیکار حیات است مغلوب ٬ حریفی که بجز سر سپری داشت سرمد، سر پیمانه نبود این همه غوغا میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت

دسته بندی: شعر

۷ ساعت پیش

رتبه: 80

Amir nazmi

چون ز شب نیمی بشد مستان همه بی خود شدند ما بماندیم و شب و شمع و شراب و آن نگار?

دسته بندی: شعر

۷ ساعت پیش

رتبه: 80

Amir nazmi

در دل و جان خانه کردی عاقبت هر دو را دیوانه کردی عاقبت ای ز عشقت عالمی ویران شده قصد این ویرانه کردی عاقبت من تو را مشغول می‌کردم دلا یاد آن افسانه کردی عاقبت مولانا

دسته بندی: شعر

۷ ساعت پیش

رتبه: 80

Amir nazmi

در گلستان بلبل و در انجمن پروانه باش هرکجا دامِ تماشایی که بینی دانه باش کفر و دین را پرده دار جلوه ى معشوق دان گاه در بیت الحرام و گاه در بتخانه باش دامن هر گل مگیر و گِرد هر شمعی مگرد طالب حُسن غریب و معنیِ بیگانه باش تا شوی چشم و چراغ این جهان چون آفتاب پوششِ هر تنگدست و فرشِ هر ویرانه باش بی محبت مگذران عمر عزیز خویش را در بهاران عندلیب و در خزان پروانه باش

دسته بندی: شعر

۷ ساعت پیش

رتبه: 80

Amir nazmi

جز راه قلندر و خرابات مپوی جز باده و جز سماع و جز یار مجوی پر کن قدح شراب و در پیش سبوی می نوش کن ای نگار و بیهوده مگوی

دسته بندی: شعر

۷ ساعت پیش

رتبه: 80

Amir nazmi

حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار تا بُوَد وردت دعا و درس قرآن غم مخور حافظ

دسته بندی: شعر

۷ ساعت پیش

رتبه: 80

Amir nazmi

زندگانی نتوان گفت حیاتی که مراست زنده آنست که با دوست وصالی دارد سعدی

دسته بندی: شعر

۷ ساعت پیش

رتبه: 1101

دریا الف ..

وقتی كسی ناگهانی وارد زندگیت می‌شه، باید همیشه آماده باشی تا همونقدر ناگهانی ترکت کنه. کاش، انقدر قدرت داشتم تا مدت حضور آدمای توی زندگیم رو خودم تعیین كنم. اونوقت به بعضیا سلام نکرده، پشت می‌کردم و بعضیا رو واسه شنیدنِ «خداحافظ»، حسرت به دل می‌ذاشتم. حس بدیه اینکه هرگز درجه‌ی اهمیتت رو توی زندگی کسی که بهش فکر می‌کنی نفهمی. تلخه که دوره راه بيفتی و از اين و اون بپرسی، كجاس؟ خوبه؟ باهاش حرف زدی؟ در مورد من چيزی نگفته!!!؟ آخ كه چقدر اين سوال آخر می‌تونه نابود كننده باشه. * من هروقت خواستمت نبودی، هروقت دنبالت گشتم توی خاطره‌ها پیدات کردم. من.. هیچوقت نفهمیدم کجای زندگی تواَم. هیچوقت! . اينكه آدم چندسال عمر ‌كنه اسمش زندگی نيست. مهم اينه كه خودش و حواسش يه جا باشن. «زندگی، یعنی دقيقا همونجایی نفس بکشی، که دلت اونجاست...»

دسته بندی: شعر

۸ ساعت پیش

رتبه: 1884

moner

خیز برداشت ببُرد ، بدنم پاره نشد دشنه ها کند نبودند ، تنم پاره نشد عشق با پنبه سر از حلق برید اما آه تاری از بند دل پنبه زنم پاره نشد نه که من خالی ام از حرص گلوگیر هوس نفسم پاره شد و پیرهنم پاره نشد واژه در مشت من از تیغ نفسگیر تر است باز با این همه چاک دهنم پاره نشد لای اشعار خودم زنده به گورم کردند خواستم زنده بمانم ، کفنم پاره نشد

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1101

دریا الف ..

تکرار، انکار، تکرار... من، نه فقط به آدمای اطرافم، که به خودمم دروغ گفتم. سالها خندیدم و حال بدم رو انکار کردم، هی خندیدم و روزهای بدم رو تکرار کردم. من نه فقط از آدما، که خودم رو از خودم پنهان کردم. هیچکس برای آدمِ بدِ هیچ قصه‌ای اشک نمی‌ریزه. من مسبب اتفاقاتِ بد نبودم. من خودم اتفاق بد بودم. هر روز این شهر رو قدم می‌زنم. با آدماش می‌خندم و خودم رو توی خودم می‌ریزم. هر صبح از خودم بیرون می زنم وُ به آرزوهام پناه می‌برم، به آدمی که نیستم فکر می‌کنم، به احمقی که هستم می‌خندم. این روزها نه کسی بهم تکیه می‌کنه، نه کسی هست که بهش تکیه کنم. با هر غروب، پیاده‌رو پاهام رو می‌گیره، نیمکت کنار خیابون بغلم می‌کنه و باد، زیر گوشم زمزمه می‌کنه؛«نرو... بمون، کسی منتظرت نیست.» من هر روز از جایی بیرون می‌زنم که هیچکس منتظر برگشتنم نیست. هیچکس، منتظرم نیست. #پویا_جمشیدی

دسته بندی: شعر

۰۶ تیر ۹۶

رتبه: 80

Amir nazmi

مستم از عشق و خراب از می و بیهوش از دوست دستگیری کن و امروز نگه دار مرا

دسته بندی: شعر

۰۶ تیر ۹۶

رتبه: 80

Amir nazmi

به کوی می‌فروشان با هزاران عیب خشنودم که پوشیده‌ست خاکش عیب هر آلوده دامان را تکبر با گدایانِ درِ میخانه کمتر کن که اینجا مور بر هم می‌زند تخت سلیمان را

دسته بندی: شعر

۰۶ تیر ۹۶

رتبه: 80

Amir nazmi

پرواز را طاووس‌ها هرگز نمی‌فهمند .. سرگرم خود باشی اسارت شکل می‌گیرد!

دسته بندی: شعر

۰۶ تیر ۹۶