به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 816

Meysam 38

ﺍﻭ ﮐﻮﭺ ﻧﺸﯿﻦ ﺑﻮﺩ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺭﻓﺖ ﻭﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﺯﺧﻢ ﭼﻨﺎﻥ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺑﻤﺎند ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ، ﺍﻭ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ، ﻧﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺪ ﮐﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﻝ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﺁنقدﺭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺩ ﺷﺪﻩ، ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﺸﻖ ﺑﺒﺨﺸﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﺩﺍﻍ ﺩﻟﻢ ﺷﺪ ﺩﺍﻏﯽ ﮐﻪ… ﺑﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ

دسته بندی: شعر

۱۲ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را کو شمع که آتش زند این بوالهوسان را ای گل که دمد از نفست بوی بنفشه زنهار مکن همدمِ خود هیچ‌کسان را

دسته بندی: شعر

۱۲ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

تبسم کردی و صبحم چه زیبا شد دل افروزم خوشا چشمی که صبحِ او به لبخندِ تو وا گردد...

دسته بندی: شعر

۱۲ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

به صد جان ارزو کردم که جانی از تو من گیرم هزاران جان میگیری و یک جانم نمی بخشی

دسته بندی: شعر

۱۱ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق دریادلی بجوی دلیری سرآمدی

دسته بندی: شعر

۱۱ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

شکفته ماه بوسه بر لبت خوش نسیم از برگ برگ کوکبت خوش دو پلکت را بهم بگذار عشقم! فدای خستگی هایت، شبت خوش

دسته بندی: شعر

۱۱ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

دسته بندی: شعر

۱۱ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

آرزوها را نوشتم روی بال قاصدک باد شرقی آمد و ازدست من دزدید و رفت

دسته بندی: شعر

۱۰ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

از شعر به تو از تو به شعر سرگیجه ی این دور بی انتها نامش شد

دسته بندی: شعر

۱۰ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

گر چه لایق نبود دست من و دامن تو هر کجا پای نهی فرق سر آن جا دارم

دسته بندی: شعر

۱۰ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

ما خرابیمٖ و خرابات ز ما شوریده‌ست گنج عیشیم اگـر چنـد در ایـن ویـرانیم

دسته بندی: شعر

۱۰ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت بی دل و بی‌خودت کنم در دل و جان نشانمت..

دسته بندی: شعر

۱۰ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

هوا خواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی ...!

دسته بندی: شعر

۱۰ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

باز هم جمعه شد و بغض فرو خورده ی من همچنان میزند آرام به من خنجرها...

دسته بندی: شعر

۰۹ دی ۹۷

رتبه: 816

Meysam 38

می‌خواستم ترانه‌ای باشم که بچه‌های دبستانی از بر کنند دریا که می‌شنود طوفانش را پشتش پنهان کند  و برگ‌های علف نت‌های به هم خوردنشان را از روی صدای من بنویسند. می‌خواستم ترانه‌ای باشم که چشمه زمزمه‌ام کند آبشار  با سنج و دهل بخواند. اما ترانه‌ای غمگینم و دریا ، غروب بچه‌هایش را جمع می‌کند که صدایم را نشنوند.

دسته بندی: شعر

۰۹ دی ۹۷