به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 927

fatemeh.ap51

مریم به جز تواسوه دیگرنداشته است حجبی شبیه حجب توهاجرنداشته است مادر برای شیعه همیشه تویی و بس... شیعه به غیر فاطمه مادر نداشته است

۰۸ اردیبهشت ۹۶

رتبه: 439

ali mohammadi

چه حالی داده دل را دست مادر که می شستی زدنیا دست مادر از آن سیلی مگر چشمت نمی دید که می جستی مرا با دست مادر *** آنان که بر این خانه هجوم آوردند در خاک نهال کینه را پروردند در کعبه علی شکسته بتها شان را اکنون به در خانه تلافی کردند *** خون است که روی خاک خشت افتاده است داغ است به قلب سر نوشت افتاده است خیزید وفرشته را به بیرون ببرید آتش به در باغ بهشت افتاده است *** بر چهره شکوه آسمانی داری یک پنجره باغ ارغوانی داری ای رزم تو بین کوچه ودرپس در بر سینه مدال قهرمانی داری

۱۳ اسفند ۹۵

رتبه: 1624

mariya.m

وَ امشب مادرے پهلو شکستہ ، بِبندد آخرین بارِ سفر را از امشب زینب او جاے مادر ، بگیرد از رُخَش اشک پدر را

۱۲ اسفند ۹۵

رتبه: 82

اشکان و خانمش

ای وای مادرم ای وای مادرم بی بیِ ،، بی حــَـــــــرم تمام مــــــــــادران عالــــــــــــم فدای تو یا فاطمه زهــــــــــــــــرا(س)

۱۲ اسفند ۹۵

رتبه: 439

ali mohammadi

درين شب ها ز بس چشم انتظارى مى برد زهرا پناه از شدّت غم ها، به زارى مى برد زهرا! ز چشم اشكبار خود، نه تنها از منِ بى دل كه صبر و طاقت از ابر بهارى مى برد زهرا اگر پشت فلك خم شد چه غم؟! بار امانت را به هجده سالگى با بردبارى مى برد زهرا زيارت مى كند قبر پيمبر را به تنهايى بر آن تربت گلاب از اشكِ جارى مى برد زهرا همه روزش اگر با رنج و غم طى مى شود، امّا همه شب لذّت از شب زنده دارى مى برد زهرا نهال آرزويش را شكستند و، يقين دارم به زير گِل، هزار امّيدوارى مى برد زهرا اگرچه پهلويش بشكسته، در هر حال زينب را به دانشگاه صبر و پايدارى مى برد زهرا شنيد از غنچه نشكفته اش فرياد يا محسن! جنايت كرده گلچين، شرمسارى مى برد زهرا به باغ خاطرش چون ياد محسن زنده مى گردد قرار از قلب من با بى قرارى مى برد زهرا به هر صورت كه از من رخ بپوشد، باز مى دانم كه از اين خانه با خود يادگارى مى برد زهرا درياى رحمت حق

۱۲ اسفند ۹۵

رتبه: 439

ali mohammadi

بر ديده ام، كه موج زند قطره هاى اشك اى كاش بوده جلوه رويت به جاى اشك! بعد از غروب ماه رخت، خانه ام پدر! ماتم سراى دل شد و خلوت سراى اشك دود دلم ز سينه برآيد به جاى آه خون دلم ز ديده بريزد به جاى اشك وقتى كه همرهان ز برم پا كشيده اند اشكم انيس گشته، بنازم وفاى اشك روز و شبم كه مى گذرد با هزار درد پيوند مى زنند به هم دانه هاى اشك! تا نخل سايبان مرا قطع كرده اند هر روز مى روم به «اُحُد» پا به پاى اشك!

۱۲ اسفند ۹۵

رتبه: 439

ali mohammadi

اى به طوفان بلا، يار على همدم آه شرر بار على مهر و قهرت، سبب ردّ و قبول فاطمه! روح على! جان رسول اى ز سيلى شده نيلى رويت كشت آزردگى پهلويت تا على را سوى مسجد بردند تا نازنينْ قلب ترا، آزردند رابط فيض خدا را كشتند مادر زهد و ريا را، كشتند آنكه نان و نمكش را خوردند به تلافى، فدكش را بردند! تا كه بيت الشرف فاطمه سوخت عرش را ز آتش غم، قائمه سوخت هستى شير خدا رفت ز دست تا كه زهراى وى از پاى نشست

۱۲ اسفند ۹۵

رتبه: 439

ali mohammadi

دیدی زده بالای دری پرچم زهرا بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا ایام، تعلق به گل یاس گرفته افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا بر سینه ی زخمی و شکسته پی تسکین جز اشک محبان نبود مرهم زهرا پیدا نکند لولو و مرجان بهشتی هرکس نشود غرق مگر در یم زهرا خواهی عرق شرم نریزی به قیامت درنوکری اینجا مگذاری کم زهرا کافی است به سنی و مسیحی چو یهودی از چادر خاکی بخورد یک دم زهرا ای رشته ای از چادر بی بی مددی کن گردیم چو سلمان شما محرم زهرا بردار زبانم ببرید و بنویسید تو میثم تماری و من میثم زهرا

۱۲ اسفند ۹۵

رتبه: 439

ali mohammadi

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر اتفاقی مقابلم رخ داد وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد... سیب ها روی خاک غلطیدند چادرش در میان گرد و غبار قبلا این صحنه را...نمی دانم در من انگار می شود تکرار آه سردی کشید، حس کردم کوچه آتش گرفت زین آه... و سراسیمه گریه در گریه پسر کوچکش رسید از راه گفت: آرام باش! چیزی نیست به گمانم فقط کمی کمرم... دست من را بگیر، گریه نکن مرد گریه نمی کند پسرم... چادرش را تکاند، با سختی یا علی(ع) گفت و از زمین پا شد پیش چشمان بی تفاوت ما ناله هایش فقط تماشا شد **** صبح فردا به مادرم گفتم گوش کن! این صدای روضه ی کیست طرف کوچه رفتم و دیدم در و دیوار خانه ای مشکی است ***** با خودم فکر می کنم حالا کوچه ی ما چقدر تاریک است گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه راستی! فاطمیه نزدیک است...

۱۲ اسفند ۹۵