به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 900

morteza.faraji

گاهى دوست داشتن آنقدر دَمِ دستمان است كه فراموش ميكنيم بايد براى داشتنش تلاش كنيم ..! آنقدر راحت از اشتباهات هم ميگذريم كه طرف مقابلمان احساس ميكند براى هميشه و در همه حال هستيم ... گاهى راحت نبخشيد زود فراموش نكنيد و بيشتر به دل بگيريد بگذاريد آدم ها بدانند براى بودن در زندگيتان یک بار بيشتر فرصت ندارند ...

دسته بندی: فراموشی

۱۵ مرداد ۹۸

رتبه: 4696

shin.am.

گیریم که عذرخواهی کردی واسه حرفی که زدی با ذاتی که آشکار شده چه میکنی؟ #shin.am

دسته بندی: فراموشی

۲۴ خرداد ۹۸

رتبه: 2237

بی نام ‌

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و…و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی

دسته بندی: فراموشی

۱۵ اردیبهشت ۹۸

رتبه: 2237

بی نام ‌

گاه جلوے آیـــــنه مــے ایستـــم… خودم را در آن می بـینـم … دســت روے شانـه هایــش مــے گذارم و مے گویــم: . . . . چه تحملــے دارد … دلــت …

دسته بندی: فراموشی

۰۸ اردیبهشت ۹۸

رتبه: 2921

3alar

از تاریکی ها نترس ؛ بخواب...! من اینجا شمعِ چشم هایم را روشن کرده ام وَ به اندازه ی تمامِ خوابْ ماندن های تو بیدار خواهم ماند...! #مینا_آقازاده

دسته بندی: فراموشی

۰۳ فروردین ۹۸

رتبه: 823

Meysam 38

شاید یک روز به ندیدنت به نشنیدن صدایت و به جای خالی ات عادت کنم ! اما فراموش کردنت هنری است که اصلا ندارم

دسته بندی: فراموشی

۱۲ دی ۹۷

رتبه: 900

morteza.faraji

تصميم گرفتم هر روز كمى از تو را فراموش كنم ؛ اشتباهم اين بود كه از چشمهايت شروع كردم....

دسته بندی: فراموشی

۰۴ دی ۹۷

رتبه: 823

Meysam 38

سخته فراموش کردن کسی که فراموش نشدنی های زیادی به جا گذاشته

دسته بندی: فراموشی

۰۳ دی ۹۷

رتبه: 823

Meysam 38

‏فراموش خواهیم شد گویی هیچ آرزویی را به گور نبرده باشیم

دسته بندی: فراموشی

۰۳ دی ۹۷

رتبه: 823

Meysam 38

. "خاطراتت" پاییز را هم به انتهای خویش رسانده است... بعد این "تو" را در کدامین برگ ریزان نفس کشم به عشق

دسته بندی: فراموشی

۲۸ آذر ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

ﺩﻳﺪﻣﺶ ﺍﻣﺎ ﭼہ ﺣﺎﺻﻞ ،ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻋﺸﻖ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺭﺍ ﺯﺧﺎﻃﺮ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺁنکہ ﺭﻭﺯے ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺶ ﺗﺎﺭﻭ ﭘﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﮔﺴﺴﺖ ﺧﺎلے ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻫﻮﺱ ، ﺩﺭ پیلہ ﺍﺵ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﻴﺶ ﺭﻭﻳﻢ ﺑﻮﺩ ،ﺍﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻴﮕﺎنہ ﺍے ﻫﻤﭽﻮ ﮔﻠﺒﺮگے کہ ﺗﻴﭙﺎے ﺧﺰﺍﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻏﺮﻕ ﺭﻭﻳﺎﻳﺶ ﻣﻨﻮ ﺍﻭ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﺍﻓﺴﺮﺩگے ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻗﺎبے کہ عکسے ﺩﺭ ﺩﻟﺶ ﭘﮋ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺁنکہ ﺩﺭ ﺭﻭﻳﺎے ﻣﻦ ﺯﺍﺋﻴﺪﻩ ﺷﺪ ﺍﻳﻨﻚ ﻛﺠﺎﺳﺖ ؟ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺖ ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﮔﻮئے ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎ ‎ ‌‌‎‌

دسته بندی: فراموشی

۲۶ آذر ۹۷