به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 35

کوثر میرفندرسکی

بابام داشت با برادركوچكم لغات عربى رو كار مى كرد : بابام : پول مى شه فولوس داداشم : چى بابا فولوكس بابام : نه عزيزم فولوس فولوس داداشم : فولوكس فولوكس بابام : ** ك ** نداره پسر ** ك ** نداره داداشم : اِ پس عرب ها حرف ** ك ** هم ندارن.......؟!! بابام : چرا دارن داداشم : پس تو چرا مى گى فولوس نمى گى فولوكس بابام : آخه پول مى شه فولوس ** ك ** نداره داداشم : پس چرا من مى گم يه ** ك ** اضافه داره ببين : ** فولوكس ، فولوكس ** بابام : نه بابا جون دهن تو يه ** ك ** اضافه داره اينجا بود كه خاندان ما رفت رو هوا

۲۵ مرداد ۹۶

رتبه: 35

کوثر میرفندرسکی

بچه : مامان ، چرا بابا کچله ؟ مادر : بخاطر اینکه بابات خیلی فکر میکنه! بچه : پس چرا موهای تو اینقدر بلنده ؟ مادر : ———- ( از ارائه متن کامل معذوریم ) پسر : هیس ! بی عقل ها فریاد نمیزنند !!!

۲۵ مرداد ۹۶

رتبه: 35

کوثر میرفندرسکی

رفتم داندانپزشکي دکتر دندونمو کند انداخت تو سطل اشغال گفتم دکتر اون دندنمو بده فکر ميکني بابام همينحوري پول ميده هرپولي بايد با دليل ومنطق باشه همان يکبار که کندم دست خالي رفتم به هفت پشتم بسه دکتر هم يک سطل دندون گذاشت جلوم گفت بيا تو وبابا بريد کشت کنيد.

۲۳ مرداد ۹۶

رتبه: 35

کوثر میرفندرسکی

آقا یه عده هستن با اینکه بدقیافه هستن ولی پیش مادرشون مث برد پیت هستند من خیلی بدبختم مامانم خیلی رک بهم میگی چقدر زشتی!!!! می دونم پرورشگاهیم...

۲۰ مرداد ۹۶

رتبه: 35

کوثر میرفندرسکی

‏يه جا رفتيم خواستگاري، آخرش پدر دختره از بابام پرسيد «خودت حاضري يکي مثل پسرت دامادت بشه» بابام يه نگاهي بهم کرد گفت بعدن مزاحم ميشيم

۱۰ مرداد ۹۶

رتبه: 35

کوثر میرفندرسکی

يه بار افطاري دعوت شديم. بابام گفت رفتيم اونجا تابلو نکنيد روزه نيستيم نزديکاي اذان مادرم فشارش افتاد ميگفت بخاطر روزه س فک کنم خيلي تو نقشش فرو رفته بود

۰۴ تیر ۹۶

رتبه: 35

کوثر میرفندرسکی

پسر داييم 16 سالشه عکس گذاشته با سيگار زيرش نوشته تقاص رفتنتو ريه‌هام پس ميده منم زيرش نوشتم "باباتم اينو ميدونه يا خودم بگم بهش !!؟؟ " ٢٥ تا ميس کال تو ٢ دقيقه باور نکردنيه

۰۴ تیر ۹۶