به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

‏با دوست دخترم رفتیم پیتزا بخوریم موقع حساب کردن بهش گفتم با یه مرد میای دست تو جیبت نکن برا حساب کردن . بعد خودم دست کردم تو جیب مانتوش پول برداشتم حساب کردم.

دسته بندی: اعتراف

۱۳ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

يه بار اومدن صندوق صدقاتمون رو خالي كنن ي صد تومني توش بود، يارو شماره كميته امداد رو داد گفت اگه كاري داشتيد زنگ بزنيد!!!!!

دسته بندی: اعتراف

۰۸ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

‏داشتم پياده روی ميكردم و از هوا لذت ميبردم يه دفه به خودم اومدم گفتم اين مسخره بازيا چيه زنگ يه خونه رو زدم فرار كردم

دسته بندی: اعتراف

۰۴ آبان ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

رفتم نونوایی یارو گفت آقا یه دونه ای گفتم نوکرتم نمونه ای گفت نه اسکل میگم صف یه دونه ای اینجاست ؟ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄❤❅┄┄

دسته بندی: اعتراف

۳۰ مهر ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

‏طرف فکر شبونش اینه که صب تو کنفرانس نیویورک شرکت کنه یا تو جلسه منهتن اونوقت من شبا تمام فکرم اینه که اینی که الان رومه، عرض پتومه یا طول پتوم.

دسته بندی: اعتراف

۱۸ مهر ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

هوا سرد شده، فکر کنم همه امشب کاپشن‌هاشون رو از کمد آوردن بیرون، امیدوارم تو جیبش از سال قبل پول پیدا کنید، من که یه کم پوست تخمه درآوردم.

دسته بندی: اعتراف

۱۸ مهر ۹۷

رتبه: 10

محمد مهدی اردشیری

لوازم آرایشی رو هم گرون کنن حقایق زیادی آشکار میشه ؟؟؟!!! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

دسته بندی: اعتراف

۱۸ شهریور ۹۷

رتبه: 54

parisa ....

توی خونه‌ی ما اینطوریه: وقتی موبایل کسی زنگ میخوره همه گوشاشون تیز میشه وقتی تلفن خونه زنگ میخوره همه کر میشن وقتی زنگ دَرو میزنن همه فلج مادرزاد میشن حتی خود من یبار تشنج کردم، افتادم کف پذیرایی!!!

دسته بندی: اعتراف

۱۴ شهریور ۹۷