به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 7

خـѷراب روزگار

زخمها با تو چه کردند؟ جوانترشده ای ! به خدابیشتر از پیش شبه پیمبر شده ای ! پدرت آمده درسینه تلاطم دارد ازلبت خواهش یک جرعه تبسم دارد

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 7

خـѷراب روزگار

لیلای غمین حسرت نگاهش را بر سرو قامت علی اکبر آویخت به نجوا گفت علی جان! ای مادر بقربانت این دل دربند مهرت بادرد فراقت چگونه به سر کند ؟

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 7

خـѷراب روزگار

گل بودی و زخمی شده از خار شدی بس نیـزه تنـت نشسته ، نیـزار شدی یـک بودی و رفتـی ز بَـرَم اکبـر جان حالا تو چـرا این هـمه بسیـار شدی؟!

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 7

خـѷراب روزگار

یا علی اکبر ▪️سوز جگر... از دل به زبان آمده بود! ▪️بـابـا سوی میدان...نگران آمده بود! ▪️جانی شد و بر تن علی... جـان بخشید! ▪️آن لب که ز تشنگی به جان آمده بود! ‎‏‎‌‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌

۰۹ مهر ۹۶

رتبه: 7

خـѷراب روزگار

هر کدام از اصحاب که می رفتند امام حسین ع حرفی می‌زد، دعایی میکرد اما اکبر که خواست برود فقط گفت: مقابلم راه برو و اشک ریخت شهادت حضرت علےاکبرتسلیت باد

۰۷ مهر ۹۶

رتبه: 1

mehri37

فرياد مي کشيد اکبر که آب نيست / اين آب دست دوزخيان است وخواب نيست سيلي به مشک خالي شان مينواختند / گويي جوانمردي اي ديگر به کار نيست!

۲۰ مهر ۹۵

رتبه: 1

mehri37

بسته اهل آسمان / دل بر عشقِ تو جوان اين شاديِ دشمنان / آتش مي زند به جان لاله گونِ چاکِ چاکم / سرو افتاده به خاکم يا علي اکبر

۲۰ مهر ۹۵

رتبه: 5

SAAM

نه از شهامت او عاشقانه تر شعریست نه از شهادت او دلبرانه تر هنری زبان به روضه چرا وا کنم؟ همین کافیست : مباد شاهد جان دادن پسر، پدری... #سجاد_سامانی #علي_اكبر

۲۰ مهر ۹۵

رتبه: 1427

افسون بی باک

از حرم تا علقمه، عباس بود و فکر آب علقمه تا خیمه گاه، شد آرزوهایش سراب دست هایش در فرات و تیرها در قلب مشک قاتلش یک غم شده، دلواپسی های رباب

۲۰ مهر ۹۵

رتبه: 1126

فـاطمـه نیــاز

حالا جواب زحمت لیلا چه می شود/ فکر جواب مادر تو می کشد مرا اینک چه گویم از تو به اهل حرم علی حتما سؤال خواهر تو می کشد مرا قطعه به قطعه روی عبا چیده ام تو را/ این قطعه های دیگر تو می کشد مرا

۱۹ مهر ۹۵

رتبه: 5

SAAM

از آهت یه نگاه شعله ور دارم از حالت به خدا بابا خبر دارم این جسم ارباارباتو بگو باید از رو خاک چطوری من آخه بردارم جسمت پاره پاره شد کربلا غریبونه ای کاش چیزی از تنت روی خاک جا نمونه وای میرسه صدای خنده ها وقتی میزدی تو دست و پا مرگمو میخواستم از خدا امون از این کربلا ای آهوی رمیده از حرم صید پریده ی بی پرم غرق به خون علی اکبرم چه خاکی شد بر سرم

۱۸ مهر ۹۵

رتبه: 5

SAAM

میدون مثل کوچه و اکبرم مثل مادر مقتل مثل کوفه و اکبرم مثل حیدر ای آهوی رمیده از حرم، صید پریده ی بی پرم غرق به خون علی اکبرم

۱۸ مهر ۹۵

رتبه: 5

SAAM

یا علی اکبر علیه السلام با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اند ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند سنگ ها روی لب خشک تو جا خوش کردند این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند وسط معرکه ای رفتی و گیر افتادی سر فرصت بدنت را چه به هم ریخته اند تا به حالا نشده بود جوابم ندهی وای بر من دهنت را چه به هم ریخته اند چشم من تار شده با چه مداواش کنم یوسفم پیرهنت را چه به هم ریخته اند عمه ات آمده تا دست به معجر ببرد پدر بی کفنت را چه به هم ریخته اند ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ست این حسین و حسنت را چه به هم ریخته اند #شب_هشتم_شب_علی_اکبر_خدا_رحم_کند #التماس_دعا

۱۸ مهر ۹۵

رتبه: 1

mehri37

ماهي که ز آفتاب روشن تر بود لب تشنه آب و تشنه باور بود مي رفت و دل از حسين مي برد که او پيغمبر کربلا، علي اکبر بود

۰۱ آبان ۹۴