به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 4573

asgarnasery68

کودکی که میداند؛ دست پینه بسته ی پدرش گریه های مادرش تن فروشی خواهرش بخاطر فقر است چطور میتواند بنویسد علم بهتر از ثروت است؟!

دسته بندی: دیگر موارد

۰۱ خرداد ۹۷

رتبه: 1029

nasim.

اندیشیدن به پایان هر چیز ‌؛ شیرینی حضورش را تلخ می کند❗️ بگذار پایان تو را غافلگیر کند... درست مانند آغاز‼️

دسته بندی: دیگر موارد

۳۱ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 1029

nasim.

محبت ها هیچوقت فراموش نمیشن محبت ڪردی شک نکن انقدر میچرخہ.... تا یہ روزی یہ جایی کہ روحتم خبر نداره بهت برمیگرده... " بی توقع همیشہ محبت کنید

دسته بندی: دیگر موارد

۳۱ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 1029

nasim.

آبشار هم با تمام زیبایی و اقتدارش برای رسیدن به "مقصود" فرو میریزد گاهی باید درخود شکستن را تجربه کرد، تا به دریا رسیـد

دسته بندی: دیگر موارد

۳۱ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 1029

nasim.

اگر کسی را دیدید که از همه چیز لذت می برد سخت نمیگیرد، میبخشد میخندد، میخنداند او نه بی مشکل است، نه شیرین مغز،او طوفانهای هولناکی راپشت سر گذاشته و اکنون قدر داشته هایش را میداند

دسته بندی: دیگر موارد

۳۱ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

شخص فقیری زن خود را گفت که قدری پنیر بیاور که خوردن آن معده را قوت دهد و بنیه را محکم و اشتها را زیاد می کند.   زن گفت: پنیر در خانه نداریم!   مرد گفت: بهتر به جهت آن که پنیر معده را به فساد می اندازد و بن دهان را سست می کند.   زن گفت: ای مرد! از این دو قول مختلف و متضاد کدام را اختیار کنم؟   مرد گفت: اگر پنیر باشد قول اول را و اگر نباشد قول دوم را!

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

آورده اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او. شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

شیخ پیش او رفت و سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داد و پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می کنی؟ عرض کرد آری.   بهلول فرمود طعام چگونه می خوری؟ عرض کرد اول «بسم الله» می گویم و از پیش خود می خورم و لقمه کوچک برمی دارم، به طرف راست دهان می گذارم و آهسته می جوم و به دیگران نظر نمی کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی شوم و هر لقمه که می خورم «بسم الله» می گویم و در اول و آخر دست می شویم.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

بهلول برخاست و فرمود تو می خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی دانی و به راه خود رفت.   مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه کسی هستی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی داند.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می دانی؟ عرض کرد آری. سخن به قدر می گویم و بی حساب نمی گویم و به قدر فهم مستمعان می گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می کنم و چندان سخن نمی گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.   بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی دانی. پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی دانید.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می دانی؟ عرض کرد آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب می شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (ص) رسیده بود بیان کرد.بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی دانی. خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی دانم، تو قربه الی الله مرا بیاموز.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از این گونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

جنید گفت: جزاک الله خیراً! و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود، هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد و در خواب کردن، اینها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

نقل کرده اند که حاتم اصم اراده سفر کرد و به همسر خود گفت: چه قدر خرجی بگذارم؟زن گفت: به قدری که در دنیا حیات دارم.   حاتم گفت: حیات تو در دست من نیست. زن گفت: روزی من هم در دست تو نیست. حاتم او را تحسین کرد و به او آفرین گفت.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷

رتبه: 48

Amir nazmi

سلطان محمود غزنوی دستور داد تا بگردند و یک نفر را که در حماقت از دیگران گوی سبقت را ربوده است ،پیدا کنند و به خدمتش بیاورند. ملازمان مدت ها گشتند تا بر حسب اتفاق شخصی را دیدند که بر شاخ درختی نشسته است و با تبری در دست به بیخ شاخه می زند تا آن را قطع کند.   ملازمان سلطان با خود گفتند از این شخص احمق تر یافت نمی شود. وی را گرفتند به خدمت سلطان بردند و عمل احمقانه اش را در مقابل خودش برای سلطان بازگو کردند.   آن شخص گفت: احمق تر از من سلطان است که با دست خودش با تیشه ظلم و تعدی، رعیت خود را که بنیاد و بیخ درخت حکومتش هستند، قطع می کند.

دسته بندی: دیگر موارد

۳۰ اردیبهشت ۹۷