به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 433

ali mohammadi

*************************************** ما مرده وتا روز جزا زنده حسین است عشقی که مرا دربه در افکنده حسین است این مرکز آموزشی عشق حسینی ست سرباز جنونیم که فرمانده حسین است ***************************************

دسته بندی: ماه محرم

۸ ساعت پیش

رتبه: 433

ali mohammadi

*************************************** مـلائـك جـملـه بـر بـام حسين است خدا خود سـاقي جـام حسين است مـيـان قـدسـيـان ايـنـگـونه ديـدم كـه دعـوا بر سـر نـام حسين است ***************************************

دسته بندی: ماه محرم

۸ ساعت پیش

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

من روز ازل دل به تو دلبر دادم حق خواست که در دام غمت افتادم شادی من از فرط غم توست حسین چون سوخته ی غم تو هستم شادم

دسته بندی: ماه محرم

۲۲ مهر ۹۶

رتبه: 1808

Roshana12

السلام عليک يا ثارالله بنويسيد که جز خون خبري نيست که نيست به تن اين همه سردار سري نيست که نيست بنويسيد که خورشيد به گودال افتاد و پس از شام غريبان سحري نيست که نيست آتش از بال و پر سوخته جان ميگيرد زير خاکستر ما بال و پري نيست که نيست يک نفر سمت مدينه خبرش را ببرد پس از اين ام بنين را پسري نيست که نيست يا به آن مادر سرگشته بگوييد: نگرد چون ز گهواره ي اصغر اثري نيست که نيست

دسته بندی: ماه محرم

۱۳ مهر ۹۶

رتبه: 1808

Roshana12

ســـــــلام بـــر رقــیــــــه . . . طفلی که همراه کاروان به اسارت رفت اما دیگر به کربلا برنگشت ســـــــلام بـــر رقــیــــــه . . . و دلـــی کـه میـان خـرابه هـای شــام بــرای پــــدر تـنــگـــ بــود ســـــــلام بـــر رقــیــــــه . . . بر چشمهای خسته ای که خواب پدر را دید و دستهای کوچکی که سربریده و به خون آغشته پدر را در آغوش گرفت تا آرام بگیرد

دسته بندی: ماه محرم

۱۳ مهر ۹۶

رتبه: 1323

هکر قلب ...

به حسین قسم که خیلی ها رو حلال نمیکنم... شاید بازم باتون حرف بزنم...بگم...بخندم... شاید زخم دلم خوب بشه ولی جاش همیشه هس... حالا برو سینه بزن...زیارت عاشورا بخون...نذر بده...پست حسینی بزار...پیش حسین گله کردم ازت █ ... یا حسین...█

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

مردم لباس پاره ما خنده دار نیست کـاخ غــرور کـاذبـتـان پـایـدار نـیست مردان ما به نیزه و در کوچه های شهر گرداندن زنان حـرم افـتـخـار نـیـسـت در سختی و بلا به خدا تکیه میکنیم سر می دهیم در ره او، این شعار نیست ای بزدلان ز بام به ما سنگ می زنید در دست های بسته ما ذوالفقار نیست زن های شهر کوفه چرا گریه می کنید؟ دیگر به گریه های شما اعتبار نیست در بین طـعنه های وقـیح تـمام شهر بدتر ز طـعنه های بد نیزه دار نیست

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

این زن طنین خطبه های حیدرت نیست!؟ تصویر صوتش منطبق با خواهرت نیست!؟ رویش سیاه از آفتاب و مو سپید است... بنگر به رویش... او شبیه مادرت نیست!؟ وقتی کنارت تا به آخر ایستاده است... یعنی کسی جز او چو یار آخرت نیست... تو بر منار نیزه مشغول اذانی... جز گوش های کر شده دور و برت نیست زخمِ ردِ افتاده بر روی سه ساله... آیا شبیه حالت انگشترت نیست...؟! پرسیدی از خواهر که زیر پای نیزه... در چنگ آن رقاص آیا معجرت نیست!؟ یک نیزه ما بین غبار از دور پیداست اِ... مشک ساقی... راستی... آب آورت نیست... پایین پریدند از قلم دوش پدرها اطفال کوفی... آه.... جیغ دخترت نیست!؟ تا آمدم بر خود بیایم... حیف دیدم... بر روی نی ها... ناگهان... یک آن... سرت نیست ای کاش دیگر هم من و هم تو نلرزیم... چون کار زینب رقص در چشم ترت نیست کرده زبان سرخ من... سبزین سرت را... قلب و لب و شمشیر خالی... یاورت نیست...

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

سبز است باغ آینه از باغبانی‌ات گل کرد شوق عاطفه از مهربانی‌ات از بس که خار خاطره بر پای تو نشست چشم کسی ندید گل شادمانی‌ات حتی در آن نماز شبی که نشسته بود پیدا نشد تشهدی از ناتوانی‌ات آن‏جا که روز کوفه ز رزم تو شام بود شوق حماسه می‌چکد از خطبه‏خوانی‌ات امّا شکست خطبه‏ی پولادی تو را بر نیزه آیه‌های گل ناگهانی‌ات با آن سری که در طبق آمد، شبی بگو لبریز بوسه باد لب خیزرانی‌ات عمر سه ساله صبر دل از لاله می‌گرفت آتش نمی‌زنیم به داغ نهانی‌ات

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

حتماً سرت صلاحِ مرا در نظر گرفت كز راه آمد و ز یتیمان خطر گرفت می خواستی كه خود هدفِ سنگ ها شوی آری سرت رسید و ز ما درد سر گرفت خورشید در عزای عظیمت گرفته است؟ یا ماهِ من ز شدّت غم بی خبر گرفت آقا چرا محاسنِ پاكت تنوری است؟! در این یكی دو روزه چه شد این اثر گرفت حالا اگر جواب مرا هم نمی دهی شِكوه نمی كنم، كه دلم مختصر گرفت دارد دل یتیمه ی تو آب می شود رحمی نما كه فاطمه زخم جگر گرفت قرآن بخوان كه از تب و تاب نوای تو وز آیه ی تو خطبه ی غرّاء سر گرفت تا شام غم پیام تو را می برم حسین! نهضت ز كاروان تو اوجی دگر گرفت منزل به منزل از همه سو داغ دیده ام اما ز اهل كوفه دلم بیشتر گرفت زخم زبان و زخم نگاه حرامیان از آل عترت آبرویی مستمر گرفت هم لقمه نان و هم صدقه نذر كرده اند هر لحظه كوفه یك روشی تازه تر گرفت لازم نبود این همه تحقیر اهل بیت داغ تو خود به خود همه جا را شرر گرفت حتی دل پیمبر اكرم كباب شد خون جای اشك، دشمن از آن چشمِ تر گرفت از مركز حكومت حیدر بعید بود از آل مرتضی نفس و بال و پر گرفت از مردم امام كش این جا چه انتظار باید ز كوفه توشه ی بار سفر گرفت

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

باران سنگ صاعقه تا زد سرت شکست سنگی زدند روی لبت گوهرت شکست در ازدحام و هلهله دختران شهر دیدم غرور شیشه ای دخترت شکست یادت که هست رفتن عباس را حسین با رفتنش ستون همه لشکرت شکست یادم نمی رود ته گودال رفتی و با ضربه های چکمۀ دشمن پرت شکست حالا ببین که مثل خودت بین کوچه ها بال و پر و سر و کمر خواهرت شکست ما را به نام خارجیان تا صدا زدند دیدم به چشم خود که دل مادرت شکست وقتی که سوی اکبر تو سنگ می زدند در شهر کوفه حرمت پیغمبرت شکست در مجلسی که روی لبت چوب می زدند دیدم هزار بار دل همسرت شکست

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

با تو تمام حادثه تقدیر می شود بی تو فضای روضه چه دلگیر می شود زنگارِ قلب خسته ی آلوده ای چو من با اشک های ناب تو تطهیر می شود آتش به جان گریه کُنان شعله می کشد وقتی حدیث محمل و زنجیر می شود در اوج رنج های اسارت به هر زمان ذکر مدامتان، همه تکبیر می شود در شام و کوفه، خطبه ی جانسوز تو عجیب! بر قلب دشمنان تو شمشیر می شود امروز رمز زندگی شیعه بی دریغ با آن توجّهات تو تعبیر می شود عباس، مشک، دست، عَلَم، کربلا، حسین با صبر بی نظیر تو تصویر می شود هر وقت لب به وصف تو بگشود این حقیر در حیرتم چه زود زمان دیر می شود

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

اسیر كوچه شدن ارزش تو را دارد سرت كه هست اسیریِ این چنینی هست من از كنار بزرگان نمی روم هرگز تو هر كجا بروی باز همنشینی هست اگر چه سنگ مزاحم شده ست اما جا برای آن كه به دامانِ من نشینی هست بیا نشان مده خود را كه سنگ این مردم درست می خورد آن جا كه مه جبینی هست دوباره دور و بر محملم شلوغ شده از این قبیل مكافات تا ببینی هست اگر حریم تو بی معجرند اما شُكر در این شلوغی بازار آستینی هست یكی مقابل نجمه یكی مقابل من كنار هر سری این جا دلِ غمینی هست چه دیده است مگر مادرم كه از امشب مدام پشت سرت ناله ی حزینی هست تو و تنور، تنور و صدای یك مادر میان مادر و فرزند بوسه چینی هست ز راه مانده چهل منزل خراب شده خدا به خیر نماید چه اربعینی هست

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶

رتبه: 19

محمدمهدی اردشیری

حالا كه باز روضۀ هر شب شروع شد آوارگیِ موكبِ زینب شروع شد می گفت مادرش كه بمیرم برای او تازه بكاء و نالۀ هر شب شروع شد سوزی كه از مقطع الاعضا گرفته بود صوت الحزین شد و چو ، نِی از لب شروع شد بعد از جدا شدن ز تن پاره پاره دید درد و بلا و غصه لبالب شروع شد وقتی زمان قافله سالاری اش رسید زخم زبان و كینه مرتب شروع شد گاهی تنور ، طور تجلای نور بود گاهی ز دِیر نالۀ یا رب شروع شد سرها به نیزه رفت و بدن ها به نیزه خفت یعنی كه اصل صحبت و مطلب شروع شد خورشیدها به نیزه ، همه در تلاوتند هشتاد و چند ضجّۀ كوكب شروع شد زینب نظاره می كند و خطبه می كند یعنی پیام تازۀ مكتب شروع شد تفسیر كرد از نوك نیزه برادرش آن آیه را كه از لب زینب شروع شد از قتلگاه تا دل كوفه و بلكه شام اصلاح دین و مكتب و مذهب شروع شد از اختران پاك و نجیبه مگو مگو! توهین به دختران معذّب شروع شد

دسته بندی: ماه محرم

۱۰ مهر ۹۶