به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 1073

Meysam 38

مستانه مستم میکنی، دل را زدستم میکنی گه باده نوشم ای صنم، گه می پرستم میکنی ...

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

بنگر به جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ، وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ، شمعِ طَرَب‌ام، ولی چو بنشستم، هیچ، من جامِ جَم‌ام، ولی چو بشکستم، هیچ. افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم، وَز داسِ سپهرِ سرنگون سوده شدیم؛ دردا و ندامتا که تا چشم زدیم، نابوده به کامِ خویش، نابوده شدیم! از من رَمَقی به سعی ساقی مانده‌است، وَزْ صحبتِ خلق، بی‌وفاقی مانده‌است؛ از بادهٔ دوشین قَدَحی بیش نماند. از عمر ندانم که چه باقی مانده‌است!

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

شنیدستم غمم را می خوری این هم غم دیگر دلت بر ماتمم می سوزد اینهم ماتم دیگر به دل هر راز گفتم بر لب آوردش دم دیگر چه سازم تا بدست آرم جز این دل محرم دیگر مرا گفتی دم آخر ببینی دیر شد بازآ که ترسم حسرت این دم برم بر عالم دیگر ز بی رحمی نماید تیر خود را هم دریغ از دل که داند زخم او را نیست جز این مرهم دیگر جهانی را پریشان کرد از آشفتن یک مو معاذاله اگر بگشاید از گیسو خم دیگر بجان دوست غیر از درد دوری از دیار خود در این دنیا ندارد جان «لاهوتی» غم دیگر                                       

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

ای دوست حدیث وصل و هجران بگذار کاین عشق من و تو داستانی دگرست ...

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

دلتنگى ‌ام را به كه بگویم...؟ وقتى نيستى، تا کجا راه بروم ...؟ تا تمام شوم مثل يک جاده ...!

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

بیا که مانده شرابی به جامِ باده هنوز بیا که عشق به امیدت ایستاده هنوز ببین که بی تو چه بر ما گذشته ...، می‌بینی ؟! پُریم از غم و از بغضِ بی اراده هنوز اگرچه بالِ پریدن پریده از کفِ ما و مانده‌ایم در آغازْ راهِ جاده هنوز ولی امید به دیوانِ ما نمی‌میرد خوشیم، خوش به همین دولتِ نداده هنوز چه روزها که گذشت و غمِ تو کهنه نشد فلک به عشق و وفا مثلِ من نزاده هنوز ! زمان زمانه‌ی نامردمی‌ست، اما ما نگفته‌ایم به جز شعرِ صاف و ساده هنوز

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

نفسی که با نگاری... گذرد به شادمانی... مفروش لذتش را... به حیات جاودانی...

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

گر توانی...که بجویی... دلم امروز بجوی... ور نه...بسیار بجویی... و نیابی بازم

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

بہ من بگو کدام خورشید از چهار طرف طلوع می کند از چهار طرف غروب؟ تو از چهار طرف زیبا بودے من از چهار طرف تنها...

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

, دگر از عشق هم کاری بر نمی آید ما که گذشتیم از تو تو هم بگذر از ما گر میتوانی.

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 1073

Meysam 38

جمعه ها بغض من انگار گلو گیر تر است فکر و ذهنم به تو و چشم تو درگیرتر است مثل هر جمعه دلم حس عجیبی داردحس دیدار تو این جمعه کمی بیشتر است

دسته بندی: شعر

۲۳ آذر ۹۷

رتبه: 1073

Meysam 38

چنان تو در دل من جا گرفته‌ای ای جان که هیچ کس نتواند گرفت جای تو را...

دسته بندی: شعر

۲۳ آذر ۹۷

رتبه: 1073

Meysam 38

ز چشم خویش گرفتم قیاس کار جهان که نقش مردم حق بین همیشه بر آب است

دسته بندی: شعر

۲۳ آذر ۹۷

رتبه: 1073

Meysam 38

لبخند بزن، تا جان بگیرم از خنده هایت ...

دسته بندی: شعر

۲۳ آذر ۹۷