به سامانه ی پیامکده، پیشرفته ترین جامعه ی مجازی پیامکی خوش آمدید، هزاران پیامک آنلاین و یک رقابت جذاب و نفس گیر در انتظار شماست...

اینجا را کلیک کنید
رتبه: 888

دریا الف ..

با تو باشم بی نیاز از هـر نیازم خوب من با همه خوب و بد دنیـا بسازم خوب من با تـو باشم آسمان زیر پر و بال من است با صدای خنده هایت نغمه سازم خوب من شاعر چشمان تـو بودن برایـم آرزوست در غزل با عشق تو من یکه تازم خوب من با من از ماندن بگو رفتن عذابـم میدهد در قمـار زندگی بـا تـو نبازم خوب من نـاز چشمان نجیبت را بـه جانم میخرم قبله ام چشمان تو ،رو به نمازم خوب من آنقـَدَر پـاک و زلالی و مقدس نـازنین دوست دارم پیش تو دل را ببازم خوب من میشوی سنگِ صبـوری بـر من ِسنگ صبور کس نباشد غیـر تو محرم به رازم خوب من

دسته بندی: شعر

دیروز

رتبه: 175

saeid ahmadi

نـه فـقـط از تـو اگـر دل بـكنـم می میرم سایـه ات نـیـز بـیـفـتـد به تنـم می میرم بین جـان من و پیراهن من فرقی نیـست هـر یکی را کـه بـرایـت بـکـنـم می میرم بـرق چـشمـان تـو از دور مـرا می گـیـرد مـن اگـر دسـت بـه زلفـت بزنم می میرم بـازی مـاهی و گـربـه است نظر بـازی مـا مثل یک تنگ شبی می شکنم می میرم روح ِ برخاسته از من ته ِ این كوچه بایست بیش از ایـن دور شوی از بـدنـم می میرم !

دسته بندی: شعر

۲۹ آبان ۹۶

رتبه: 175

saeid ahmadi

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هرکسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد

دسته بندی: شعر

۲۹ آبان ۹۶

رتبه: 1

mehri37

‌ من خود به سر ندارمٖ دیگر هوای سامان گردون کجا به فکر سامان من بیفتد خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد شهریار

دسته بندی: شعر

۲۹ آبان ۹۶

رتبه: 888

دریا الف ..

در مسیر خود هزاران پیچ و خم دارم رفیق درد هایى تلخ اما تازه دَم دارم رفیق دوستان بى وفا بسیار اما در عوض دشمنانى با وفا و هم قسم دارم رفیق با همه نامهربانان مهربانى میكنم چون كه در قلبم خدایى محترم دارم رفیق من براى بهترین و بدترین بدخواه خویش آرزو هاى عجیبى در سرم دارم رفیق شیطنت هاى من دیوانه را جدى نگیر پشت این لبخند ها سالیانِ سال غم دارم رفیق لا به لاى زخم هاى كهنه زخم ات را بزن جا براى زخم هاى تازه كم دارم رفیق

دسته بندی: شعر

۲۸ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

چه هوایی! چه طلوعى! جانم… باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا به خدایی که خودم می دانم نه خدایی که برایم از خشم نه خدایی که برایم از قهر نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند! به خدایی که خودم می دانم به خدایی که دلش پروانه ست و به مرغان مهاجر هر سال، راه را می گوید و به باران گفته ست باغها تشنه شدند و حواسش حتی به دل نازک شب بو هم هست كه مبادا که ترک بردارد! به خدایی که خودم می دانم چه خدایی، جانم…

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

در خواب، چراغ تا سحر دستم بود در خواب، کلید هر چه در دستم بود زیباتر از این خواب ندیدم خوابی بیدار شدم، دست تو در دستم بود

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

فالگیری ميگفت هفت وعده پس از این یک نفر می آید و برایت خبر از موهبتی می آرد هفتمین وعده همین امروز است عشق هم موهبتی ست شاید آن قاصدک خوش خبر امروز توي

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

صبح است و بهار میزند، هی برخیز که عمر میشود طی بر بــال نسیم صبــح بنشيـن از کاسه ی لاله سربکش می از بیش و کم جهان میندیش کو جام جم و خزانه ی کی!؟

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

من و خورشید نشستیم و توافق کردیم صبح را با تپش قلب تو آغاز کنیم

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

تا دست بر اتفاق بر هم نزنیم پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح کاین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

سلام ای ماورای استعاره، برتر از تشبیه شبیه صبح زیبا و دل انگیزی، بلاتشبیه! میان موج موهای سیاهت سخت آرامم که “اِنَّ اللَّهَ یأْتِیکُمْ بِلَیلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ”

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

از جوانـی آرزویی مــانده است کار دل بسته به مـویی مانده است از وفا و مـهر و عشـق و دوستی بر زبانها گفتگویی مــانده است

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست؟

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶

رتبه: 55

Amir nazmi

میان او که خدا آفریده است از هیچ دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست به کام تا نرساند مرا لبش چون نای نصیحت همه عالم به گوش من بادست

دسته بندی: شعر

۲۷ آبان ۹۶